مرتضى مطهرى
109
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
رفتن مسيح است براى اينكه فادى باشد . الآن « الفادى » لقب مسيح است . اين از نظر مسيحيت جزء متن مسيحيت است . مىگويند عيسى به دار رفت و اين به دار رفتن عيسى كفارهء گناه امت شد ، يعنى گناهان خودشان را به حساب عيسى مىگذارند . فكر نكرديم اين حرف مال دنياى مسيحيت است و با روح اسلام سازگار نيست ، با سخن حسين سازگار نيست . به خدا قسم تهمت به ابا عبد الله است . و اللَّهِ اگر كسى در روز ماه رمضان روزه داشته باشد و اين حرف را به حسين بن على نسبت بدهد و بگويد شهادت حسين براى چنين كارى بود و از او نقل كند ، روزهاش باطل است . دروغ بر حسين است . ابا عبد الله كه براى مبارزه با گناه كردن قيام كرد ، ما گفتيم قيام كرد كه سنگرى براى گنهكاران بشود . ما گفتيم حسين يك شركت بيمه تأسيس كرد ، بيمهء گناه . گفت شما را از نظر گناه بيمه كردم . در عوض چه مىگيرم ؟ شما براى من اشك بريزيد ، من در عوض گناهان شما را جبران مىكنم ، اما شما هرچه مىخواهيد باشيد ، ابن زياد باشيد ، عمر سعد باشيد . ما مىگوييم يك ابن زياد در دنيا كم بود ، يك عمر سعد در دنيا كم بود ، يك سنان بن انس در دنيا كم بود ، يك خولى در دنيا كم بود ، امام حسين خواست خولى در دنيا زياد شود ، عمر سعد در دنيا زياد شود ، گفت أيها الناس هرچه مىتوانيد بد باشيد كه من بيمهء شما هستم ! . تحريف معنوى دومى كه از نظر تفسير و توجيه حادثهء كربلا رخ داد اين بود كه گفتند مىدانيد چرا امام حسين رفت و كشته شد ؟ يك دستور خصوصى فقط براى او بود و به او گفتند تو برو خودت را به كشتن بده . معلوم است ، اگر يك چيزى دستور خصوصى باشد ، به ما و شما ديگر ارتباط پيدا نمىكند ، يعنى قابل پيروى نيست . اگر بگويند حسين چنين كرد ، تو چنين بكن ! مىگويد حسين از يك دستور خصوصى پيروى كرد ، به ما مربوط نيست ، به دستورات اسلام كه دستورات كلى و عمومى است مربوط نيست ! آن يك دستور خصوصى مخصوص خودش بود . حال تفاوت اين دو چگونه است ؟ امام حسين خودش فرياد كشيده است كه علل و انگيزهء قيام من مسائلى است كه بر اصول كلى اسلام منطبق مىشود ، احتياجى به دستور خصوصى نيست . دستور خصوصى در جايى مىگويند كه دستورهاى عمومى وافى نباشد . امام حسين در كمال صراحت فرمود اسلام دينى است كه به هيچ مؤمنى - حتى نفرمود به امام - اجازه نمىدهد كه در مقابل ظلم و ستم ، مفاسد و گناه بىتفاوت بماند . امام حسين مكتب به وجود آورد ولى مكتب عملى اسلامى . مكتب او همان مكتب اسلام است ،